الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

155

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

« بر اثر تكامل الكترون‌هاى آزاد ، اتم ساخته شده و از تكامل اتم ، حيات پديدار گشته و بر اثر تكامل حيات ، انسان به وجود آمده است ؛ ولى چگونگى اين فرايند و تحولات به قدرى مجهول است كه علم نتوانسته از آن فواصل عميق عبور كرده و كيفيت آن‌ها را توجيه كند . » « 1 » هيچ يك از دانشمندان الهى و مادى از رمز پيدايش حيات و چگونگى پيدايى سلول‌هاى گياهى و حيوانى مطلع نيستند ؛ با اين فرق كه الهيون معتقدند خداى حكيم و دانا و پروردگار زنده و توانا ، جهان و پديده‌هاى زنده را آفريده است ؛ ولى ماديون مىگويند پديدهء حيات ، زادهء تصادف و مولود طبيعتِ فاقد حيات و عقل است . آنان با طرح اين نظريه در بن‌بست عجيبى قرار گرفته‌اند و به يارى فرضيه‌هاى گوناگون مىخواهند خود را از اين مخمصه بيرون بياورند و توجيه عقلى و عملى براى اين معما پيدا كنند . دانشمندى مىنويسد : « از مبدأ حيات به درستى هيچ نمىدانيم . به نظر فرضيهء وحدتى كه ناشى از فرضيهء تكامل است ، زندگى بر اثر نيروهاى طبيعى از مادهء بىجان پديد آمده است . اگر آفرينش خدايى را نپذيريم كه تازه آن هم مسئله را مشكل‌تر مىكند ، كاشته شدن زمين از تخم‌هاى هوايى يا توليد خودبه‌خودى ، در واقع توضيح عقلى اين موضوع است » . « 2 » كرسى موريسن مىگويد : « اگر قبول كنيم كه حرارت زمين در موقع جدايى از خورشيد ، معادل حرارت خود آفتاب يعنى دوازده هزار درجه بوده است ، در اين صورت كليهء عناصر به حالت خالص در آن وجود داشته و هيچ‌گونه تركيبات شيميايى قابل ملاحظه‌اى در آن يافت نمىشده است . به تدريج كه زمين با قطعات پراكندهء آن شروع به سرد شدن كرد ، اختلاط عناصر شروع گرديد و هستهء مركزى زمين كه ما امروز آن را مىشناسيم ، آغاز شد . اكسيژن و ئيدروژن نمىتوانستند با هم مخلوط شوند تا آن‌كه حرارت زمين به چهار هزار درجهء فارنهايت رسيد و آن وقت اين دو عنصر به سرعت با يك‌ديگر مخلوط شده و از

--> ( 1 ) . برگرفته از لكنت دنوى ، سرنوشت بشر ، ص 121 . . ( 2 ) . چه مىدانم ؟ ، بنياد انواع ، ص 14 . .